كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

122

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

بزرگ روحانى بار مىداده است و يا دادرسى مىكرده است . او روى يك صندلى نشسته است و چهارپايه‌اى در زير پا دارد « 1 » . ايرانيهاى امروز از صندلى استفاده نمىكنند . در كنار مچ دست كسى كه روى صندلى نشسته است سوراخهايى به چشم مىخورد . احتمالا دستبندهايى از طلا روى مچها كار گذاشته شده بوده است . ظاهرا كلاه يا تاج هم پوشش فلزى داشته است . كسى كه با مگس‌پران پشت صندلى ايستاده است ، به اعتقاد من يك زن است . چون او سربند خاصى دارد ، كه بىشباهت به چادر زنهاى مشرق زمين نيست . سياحان ديگر اين شخص را خواجه پنداشته‌اند ؛ در صورتىكه خواجه‌ها در مشرق زمين همان لباسى را به تن مىكنند كه مردها « 2 » . پيكركنده‌هاى زيرين ، كه همه مسلح هستند و رختشان مانند رختهاى پيكركنده‌هاى شكل هشت است ، ظاهرا افراد گارد ويژه هستند « 3 » . يكى از جرزهاى درگاه بزرگ X و x / پنج ، كه نه پا پهنا دارد ، در شكل هفده نشان داده شده است . هرچهار درگاه در كليات شبيه يكديگرند . اما رخت‌هاى پيكركنده‌هاى پايين ، كه تخت آقاى خود را حمل مىكنند ، كمى متفاوت است . من ازاين‌روى همهء آنها را در شكل هفده نشان داده‌ام « 4 » . جالب توجه است ، كه

--> ( 1 ) . منظور مجلس باردادن شاه بر بدنه‌هاى درگاه شمالى است ( لوحه‌هاى 96 تا 99 ) . ( 2 ) . به‌طورىكه قبلا در پاورقى صفحه 107 اشاره كرديم ، مگس‌پران شاه خواجه بوده است . نيبور براى اثبات نظر خود ، يعنى زن بودن مگس‌پران ، اشاره به رخت او و رخت زنهاى مشرق زمين و هم‌چنين نبودن فرقى بين رخت خواجه‌ها و مردها مىكند . صرف‌نظر از اين‌كه مقايسهء رختهاى دو دوره ، كه نزديك به دو هزار سال ميان آنها فاصله افتاده است ، شرطى كافى به‌وجود نمىآورد ، باتوجه به آداب و سنن زمان هخامنشيان بيشتر مىتوان گمان برد ، كه اگر مگس‌پران جلو دهانش را پوشانيده است ، هدف نخوردن نفس او به شاه است . ( 3 ) . نظر نيبور صائب است . ( 4 ) . در جرزهاى شرقى و غربى هركدام از درگاههاى شرقى و غربى ديوار جنوبى تالار تختگاه دو گروه 14 نفرى حامل تخت شاه نقش گرديده است و به اين ترتيب در هردرگاه 28 نفر -